سلام عرض میکنم خدمت تمامی همراهان مرکز مالی ایران. بهمنی هستم با سلسله لایو آموزشی مرکز مالی ایران در خدمتتونم. امروز قراره در مورد استراتژیهای یک معاملهگر موفق صحبت کنیم در خدمت آقای محمود مرادی هستیم از ایشون دعوت میکنم
سلام وقت شما بخیر باشه
سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما و همه دوستان عزیزی که ما رو دارن تو این لحظه میبینند.
خیلی ممنونم بابت حضورتون آقای مرادی، پیشاپیش عیدتون مبارک باشه، عید همراهان مرکز مالی ایران هم مبارک باشه.
خیلی ممنونم متشکر
خیلی ممنون، آقای مرادی بریم سراغ موضوع لایومون استراتژیهای یک معاملهگر موفق، قطعاً هر کسی وقتی وارد بازار سرمایه وارد بازار بینالمللی میشه بازارهای مالی قطعاً دوست داره که موفق باشه ولی اینها نیازمند مهارت نیازمند دانش و تجربه است، از نظر شما یک معاملهگر برای ورود به بازارهای مالی باید چه مهارتهایی داشته باشه؟
یک معاملهگر برای ورود به بازارهای مالی چه مهارتهایی باید داشته باشد؟
ببینید قبل از اینکه اصلاً بخواهیم در رابطه با مهارتهای یک معاملهگر تو بازارهای مالی صحبت کنیم باید ببینیم معاملهگر تو بازارهای مالی میخواهد چی کار بکنه؟ یا بهتره بگیم طبقه بندی نوع معاملاتی که یک معاملهگر متونه توی بازارهای مالی انجام بده رو داشته باشیم، گاهی موقع یک دیتریدر طرف هستیم یعنی کسیه که تو بازار های مالی میره و روزانه خرید و فروش میکنه ما بهش میگیم یک دیتریدر همون روز معامله رو باز میکنه همون روز میبنده میخره میفروشه و درگیر بازار هست ما به این دیتریدر، یک موقع ای سرمایهگذاری هایی هستند که ما بهشون هُلدر یا بای اند هلد یعنی میخرن یک سهمی رو توی بازار بورس یک نمادی رو توی بازار بورس واردش میشوند و ممکنه مدتها با این نماد بمونن مدتها ممکنه از چند هفته چند ماه یا حتی چند سال باشن، یا ما معامله گرهایی داریم که بهشون میگیم معاملهگر روندی که توی روندهای بازار خرید میکنند وقتی بازار شروع به یک روندی میکنه ما اصطلاحاً بهش میگیم یک مگاترندی میسازه این معاملهگر ها وارد بازار میشن شروع به معامله میکنند و حالا اگر روند بازار تغییر بکنه یا اصطلاحاً اون روندی که مد نظر معاملهگر هست تغییر بکنه از اون معامله خارج میشوند حالا بسته به اینکه که ما کدوم یکی از این معاملهگرهای بازار سرمایه هستیم یک سری مهارتهایی لازم داریم. ما یک سری مهارتهای پایهای داریم که توی همهی معاملات باید استفاده بکنیم یعنی یک اندازهای از تکنیکال رو باید به بازار سرمایه این تکنیکال رو باید آشنا باشیم بتونیم جریان های نقدینگی رو تو بازار شناسایی بکنیم بتونیم شرکت ها رو بشناسیم بتونیم سیاستهای اصطلاحاً دنیا رو متوجه بشیم چرخ های بازار رو متوجه بشیم یک اندازهای از شناخت ما نیاز داریم توی بازار سرمایه و ما بهش میگیم اصطلاحاً مهارتهای تی شکل یک عمقی ما لازم داریم که این عمق باید شناخت از همه بازارها باشه ولی تو یک بخش ما میتونیم عمیق بشیم مثلاً ما میگیم دیتریدر ها کسانی هستند که تکنیکال های خیلی قویای دارند و خیلی خیلی فشار و استرس زیادی رو میتونن تحمل بکنند یعنی هر روز زمان زیادی دارند برای صرف کردن توی بازار یا مثلاً بگراند تکنیکال خیلی قوی الیوت هارمونیک اینها رو خیلی خیلی خوب متوجه میشند یا بر عکس این مثلاً بایاندهولدر کسانی هستند که ارزش رو تو بازار میتونن شناسایی بکنند یعنی اینها معمولاً کسانی هستند که میان و سهام هایی که زیر قیمت ذاتی خودشون هستند رو میخرند صبر میکنند تا اون قیمت به ارزش واقعی خودش برسه معمولاً اگر ما میخواهیم یک بایاندهولدر باشیم توی بازار سرمایه حتماً باید یک شناخت عمیقی از پارامترهای بنیادی داشته باشیم، شناخت عمیقی از اون شرکت داشته باشیم یعنی هم بنیادی تحلیل بنیادی رو کامل بشناسیم هم شرکت مورد نظرمون رو بشناسیم و هم اون صنعتی که ما توش داریم فعالیت میکنیم رو بشناسیم ترکیب این سه تا برای مثلاً بایاندهولدر به نظر من مورد نیاز هستش. میخوام بهتون ما باید در ابتدای کار مشخص کنیم چه نوع معاملهگری هستیم وقتی مشخص کردیم چه نوع معاملهگری هستیم حالا بریم مهارتهای مورد نیاز اون بخش و اون حیطه رو کسب بکنیم کما اینکه یک اندازهای از مهارت در تمام بازارها و برای هر بازاری که میخوایم وارد شیم نیاز هستش.
بله درسته، سؤال بعدی بنده تقریباً به این قضیه مرتبطه، بگیم ما با توجه به اینکه اول میخواهیم تصمیم بگیریم که چه نوع معامله گری میخواهیم باشیم دیتریدر بایاندهولدر معامله روند میخوایم باشیم اول باید انتخاب کنیم حالا ما چطور اینو انتخاب کنیم یعنی هر کدوم از این دستهها مناسب چه فردی هست؟
هر کدام از دستههای معاملهگری (دیتریدر، بایاندهولدر و ..) مناسب چه فردی است؟
ببینید خانم بهمنی واقعیتش اگر بخوام خدمت دوستان بگم انتخاب نوع سرمایهگذاری توی بازار های مالی مثل انتخاب شغل میمونه یعنی شما اگر میخواهید ببینید من گاهی فرصت زیادی برای بررسی بازار دارم و علاقه زیادی هم دارم که درگیر بازار بشم و این ریسک ها و اصطلاحاً استرس ها و فشارها رو میتونم تحمل بکنم از نظر روانی خودم رو قوی میدونم خوب میام اصطلاحاً تو بازار دیتریدر میشیم ما اصطلاحاً بهشون میگیم اینها معاملهگرهایی هستند تو خط مقدم دارن مبارزه میکنن یعنی خط مقدم بازار های مالی هستند خیلی درگیر هستند یعنی کوچکترین تنشی وارد میشه میتونه سرمایههاشون رو بالا پایین بکنه خیلی مدیریت ریسک بالایی لازم دارند خیلی تخصص بالایی لازم دارند، متأسفانه خانم بهمنی خیلی از این تریدرهایی که تازه وارد هستند و توی بازارهای مالی فعال نبودن میان و تبدیل میشن به دیتریدر در صورتی که دیتریدر کسیه که خیلی بازار رو باید بشناسه خیلی باید عمیق بازار رو بشناسه خیلی خوب معاملهگر خوبی باشه تجربه زیادی داشته باشه ولی نفرات میان دیتریدر میشن ممکنه با اورترید شدن معاملههای خیلی زیاد کردن بخشی از سرمایهشون رو از دست بدن من دیدم آدمهایی که همهی سرمایش رو تو این مسیر از دست دادن حالا یا با لیکوئید شدن از دست دادن یا با چندین معاملهی اشتباه و هی زیان های بازار رو جمع کردن از دست دادن خلاصه میخوام بگم دیتریدر کار خیلی سختی دارند و من توصیهام به آدمهایی که دارن وارد بازارهای مالی میشوند در ابتدای کار این هست که سعی کنید به سمت بایاندهولد و ارزشها شناسایی کنید توی بازار در ابتدای کار با خرید سهامهایی که زیر ارزش ذاتی هستند و نگهداری اونها کم کم حفظ سرمایه بکنید بعد کم کم یعنی ما میگیم جای خودمون استیبل بکنیم بعد کم کم حمله به بازار بکنیم و بتونیم از بازار کسب سود بکنیم معمولاً من یک بار توی همایشی بودم آقای حبیب الله عسگر اولادی که یکی از تجار بزرگ ایران بودند و به رحمت خدا رفتند یکبار صحبت میکردن ایشون هیچ وقت تو زندگیشون ورشکست نشده بودند، و یکی از حضار پرسید رمز اینکه شما هیچ وقت راز و رمزش چیه شما این همه تو بازارهای مالی فعال بودی و ورشکست نشدی گفت من همیشه هر جا که میخواستم برم یک قدم میگذاشتم جا پام اونجاسفت میکردم وقتی اونجا سفت میکردم میرفتم سراغ قدم بعدی هیچ وقت تا جا پای قبلیم سفت نشد قدم بعدی رو برنمیداشتم. ما میگیم تو بازار های مالی یک همچین چیزی هست در ابتدای کار سعی کنیم تو این بازار ضرر نکنیم اگر شما ضرر نکنید سود به سمتتون میاد.
بله، نکته خیلی جالبی گفتین یعنی تریدرهایی که دیتریدر هستند باید آدمهایی قوی باشند در حالی که به دلیل اینکه تصور میشه که میتونن افرادی که روزانه و نوسانگیری بکنن فکر میکنن خیلی راحتتره خیلی ما راحتتر میتونیم کسب بکنیم و خیلی زود واردش میشن و بدون کسب دانش و مهارت لازم و به قول شما شاید لیکوئید هم بشوند نوسانگیر ها هم توی دیتریدرها جا میگیرن؟
آیا نوسانگیرها در دسته دیتریدرها قرار میگیرند؟
ببینید دیتریدر، میتونیم بگیم آخه نوسانگیری که داریم میگیم نوسانگیر ممکنه به کسی که یک ماه با یک سهم باشه اون رو بگیم نوسان گیر ولی خب اگر نوسان گیر به کوتاه مدت انجام بدیم خیلی خیلی کوتاه مدت و با تایم فریم های پایین میتونیم بگیم بله جزء دیتریدر میتونیم حسابشون بکنیم
بله، برای اینکه ما معامله خوبی داشته باشیم حتماً باید استراتژی معاملاتی داشته باشیم؟ سؤال من اینه که چگونه یک استراتژی معاملاتی داشته باشیم و اصلاً چرا ما باید استراتژی معاملاتی داشته باشیم؟
چرا و چگونه یک استراتژی معاملاتی داشته باشیم؟
ببینید من سؤالتون رو به دو بخش تقسیم میکنم، چرا ما نیاز به یک استراتژی معاملاتی داریم، چرایی اش رو در ابتدا کار توضیح میدم و اینکه چگونگی در ادامه بهتون توضیح میدم چون همیشه ما چراییها رو پیدا بکنیم میتونیم به چگونگیها برسیم. ببینید من میگم بازارهای مالی مثل یک جنگل هستند خیلی ساده اگر بخوام بهتون بگم مثال مثال جنگله، شما وقتی تو جنگل داری حرکت میکنی هر آن ممکنه هر اتفاقی برات بیفته ممکنه یک حیوان بزرگ عظیم جثه بهت حمله بکنه ممکنه مار نیشت بزنه ممکنه یک حیوان خیلی کوچولو نیشت بزنه خلاصه تحدیدات زیادی توی اون جنگل هست اگر ما بخواهیم تو اون جنگل حرکت بکنیم تو اون جنگل باشیم کسب سود بکنیم از اون جنگل بتونیم منافعی که مد نظر خودمون هست رو کسب بکنیم در ابتدای کار خودمون رو باید در مقابل تحدیدات اصطلاحاً ایزوله بکنیم، در این بازارهای مالی هم یک همچین چیزی هست شما یک نگاه بکنید دوستان عزیز یک نگاهی بکنن به اتفاقاتی که تو بازار سرمایه نه فقط در کشور ما در همه جای دنیا میفته در بازار های مالی بهتره بگم توییت هایی که زده میشه شایعاتی که منتشر میشه اخبار هایی که منتشر میشه بازیگرانی که مثلاً میگن تو بازار رمز ارز ها میگن نهنگها اومدند یا مثلاً اونجا فلان شخص توییت کرده یا اخباری از رکود میاد اخباری از رشد میاد یا مثلاً بازارهای داخلی یک صحبتهایی از حمایت میشه از طرف مسئولین یک سریها ردش میکنن مصاحبههای مختلف میخوام بگم جریان های نقدی بازیگران بازار همه و همه اینها جنگل بازارهای مالی هستند یعنی حمله میکنند به سمت سرمایههای ما خیلی ساده اگر بخوام بگم حالا ما باید بتونیم سرمایههامون رو در مقابل این حملهها حفظ بکنیم، حفظ کردن ما و چرایی و اینکه چرا باید سرمایههامون رو حفظ کنیم این همون چرایی داشتن یک سیستم معاملاتی، و اگر ما یک سیستم معاملاتی نداشته باشیم تبعاتش این هست که در معرض خطرهای بسیار زیادی هستیم و هر آن ممکنه هر اتفاقی برای خود ما و سرمایه مون بیفته، و این سیستم معاملاتی من میگم مثل دژ مستحکمی هست که هر جا به ما حمله شد میتونیم برگردیم تو سیستم معاملاتیمون و خودمون رو در مقابل خطرات سیف بکنیم، این چرایی و لزوم ما باید سیستم معاملاتی داشته باشیم. اما اینکه چگونه سیستم معاملاتی داشته باشیم اینام باز برمیگرده به اشخاص و نوع معاملهگریشون آقای ریدلی یکی از بزرگترین معاملهگرهای دنیا که توی میتونم جز ۱۰ معاملهگر برتر دنیا هست جزو صد ثروتمند دنیا محسوب میشه ایشون میگه من سیستم معاملاتیم از اشتباهاتی که توی بازارهای مالی مرتکب شدم ساخته شده من اشتباه کردم بعد اومدم اشتباه خهودم رو آنالیز کردم بعد اومدم دلایل موفقیتم رو پیدا کردم دلایل اشتباهام رو پیدا کردم اشتباهاتم چه آسیب هایی به من میزنن و این یادداشت کردم اینها رو درس ازشون گرفتم و یواش یواش این تبدیل شد به یک الگوریتمی که من فهمیدم چه اشتباهاتی منجر به چه اتفاقاتی میشه و برعکس چه عواملی منجر به چه کسب سود میشه خلاصه اینهایی که شد بایدها و نبایدهای من چه کارهایی رو باید انجام بدم چه کارهایی رو نباید انجام بدم و اومدم ساختارهای من رو چهارچوبهای من رو توی بازارهای مالی ساختند و درست مثل یک معاملهگر درست مثل یک ربات دارم تو بازارهای مالی عمل میکنم یعنی اینکه من یک ساختاری دارم در قالب این ساختار خودم وارد بازار های مالی میشم اگر موقعیت باشه وارد اون موقعیت میشم اگر نباشه وارد اون موقعیت نمیشم، و متأسفانه نقطه مقابل این درس گرفتن از اشتباهات رو ما نه فقط در بازارهای مالی در همه جهان وجود داره، نقطه مقابلش این هست که افراد میچسبند به زیان هاشون من میگم طرف میاد یقه بازار هر بازاری که هست کریپتو بورس فارکس یقه اون بازار رو گرفته تو اون بازار ضرر کرده یقه اون بازار رو گرفته میگه شما باید پول من رو به من پس بدید انگار شما اون یقه اون سهم رو بگیری برمیگرده میگه بیا این پوله شما اینجوری نیست ما باید رها کنیم بازار رو سیال باشیم شناور باشیم تو این بازار گوش به فرمان بازار باشیم و سعی کنیم در کنار اینکه گوش به فرمان بازار هستیم در چهارچوبهای خودمون حرکت کنیم توی این بازار.
الان شما فرمودید که یعنی البته من قبل از اینکه سؤالم رو بپرسم یک خلاصهای بگم، در مورد چرایی داشتن سیستم معاملاتی گفتیم که همانطور که آقای مرادی فرمودن ایزوله شدن در برابر خطرات بازارهای مالی این چراییش، چگونگیش هم اینکه با توجه به اشتباهاتی که قبلاً داشتیم ما اشتباهات تحلیل بکنیم و با توجه به اشتباهاتمون سیستم معاملاتی خودمون رو بچینیم، امکانش نیستش که ما قبل از اینکه اشتباه بکنیم قبل از اینکه ضرر بکنیم بتونیم یک استراتژی معاملاتی بچیینیم؟ خیلی بده که مثلاً حتماً بیای لیکوئید بشی بدبخت بشی پس استراتژی معاملاتی بچینی
چگونه بدون لیکوئید شدن و شکست استراتژی معاملاتی بچینیم؟
ببینید سرکار خانم دو تا نکته وجود داره، یکی اینکه کسی که مرحله استراتژی معاملاتی رسیده باشه یک بخشهایی از آموزش رو گذرونده یعنی استراتژی معاملاتی شما وارد بازار که میشی مثلاً نمیگن خب کیسه خرید نیست که وارد فروشگاه بشی بگن برو با این خرید کن ، استراتژی معاملاتی در پایان مثل صندوق میمونه که شما آخرش کارت میکشی پرداخت میکنی و از اون فروشگاه میای بیرون. استراتژی معاملاتی چون معمولاً کسانی دارند که خب بازار رو میشناسن تو این بازار معامله کردن یک بالا پایینی از این بازار دیدن حالا میخوان توی این بازار خودشون رو محافظت بکنن اینها معمولاً استراتژی دارند و معمولاً بعد از یک آموزشی اصطلاحاً این استراتژی بدست میاد. نقطه مقابل ببینید روانشناسان میگن، میگن توان یعنی به میزانی که آدمها بتوانند تو زندگیشون توان یعنی مقاومت داشته باشند یا اصطلاحاً از دست بدن توی زندگیشون ظرفیت براشون ایجاد میشه و میتونن بدست بیارن یعنی میزانی که ما میتونیم تو زندگیمون از دست بدیم اون نشون میده که ما چقدر میتونیم زندگی بدست بیاریم. یعنی چی؟ توی بازارهای مالی یک همچین چیزی هست یعنی شما یک پی آفی تو بازارهای مالی داری اصطلاحاً یک هزینه ای باید تو بازارهای مالی پرداخت کنی، یک هزینه هست برای آموزشه یک هزینه هست برای صرف زمانه یک هزینه هست زیانه شما این زیان رو حتماً باید بپردازی یعنی یک هزینهای که اصلاً شما نپردازی یک معاملهگر خوب نخواهی شد، همهی معاملهگرهای دنیا این زیان رو پرداخت کردن فقط یک مسأله ای تو پرداخت زیان هست اونم اینه که شما نباید این زیان انقدر بزرگ بشه که زندگی اون فرد تحت تأثیر قرار بده. یعنی من میگم همیشه به اول به دانشجویان خودمون همیشه میگم، میگم که شما اگر با یک میلیارد تومن وارد بازار سرمایه بشی ۲۰٪ ضرر کنی میشه ۲۰۰ میلیون تومن، اگر مثلاً با صد میلیون وارد بازار سرمایه بشی ۲۰٪ ضرر کنی میشه ۲۰ میلیون تومن اگر با ۱۰ میلیون تومن وارد بازار سرمایه بشی ۲۰٪ضرر کنه میشه ۲ میلیون تومن حالا این ۲ میلیون تومن با ۲۰۰ میلیون تومن زیانش جفتش میتونیم بگیم ۲۰٪ به سرمایهی ما ولی ما فقط میایم این هزینهی یادگیریمون هزینهی اموزشمون بزرگتر میکنیم ما میگیم اول راه وقتی این بازار رو بلد نیستید سعی کنید هزینههای کمتری یادبگیرید مثلاً ما وقتی میخواهیم رانندگی رو یادبگیریم همه پذیرفتیم که بریم یک ماشین ارزون قیمت تر بگیریم یک مدت با اون رانندگی بکنیم وقتی احساس کردیم رانندگی رو بلدیم حالا بریم ماشین مورد نظر خودمون رو سوار بشیم کسی نمیره مثلاً با یک پورش رانندگی یادبگیره که خب اون واسه کسیه که رانندگی بلده ولی تو بازار سرمایه این اشتباه رو ما میکنیم میریم با تمام سرمایه شروع میکنیم تو بازار های مالی ترید میکنیم طرف مثلاً میبینیم ۲۰ سال کار کرده یک حقوق بازنشستگی گرفته یک پس اندازی داشته یا مثلاً چند سال میبینیم خانم یا آقایی پس اندازی کرده و یک دفعه میاره با یک تصمیم مثلاً فلانی گفت این سهم خیلی خوبه ما رفتیم خریدیمش اخبار گفت این خوبه ما میگیم بابا شما برای اون پوله انقدر زمان صرف کردی ولی جمع کردنش خب یک دهم اون یک صدم اونم زمان صرف میکردی هزینه میکردی تا یک انتخاب خوب میکردی دیگه، خلاصه از این حیث حتماً باید پرداخت بشه اصلاً راه فراری نداره مثل اینکه شما میرید وام میگیرید مثل اینکه بگیم مثل اینکه میگی من نمیخوام بهره وام پرداخت کنم، بهره وام هزینه وام هستش میگن مثلاً اگر شما سرمایهگذاری میکنی یک اصطحلاک داره اصطحلاک هزینه سرمایه گذاریه برای تبدیل شدن به تریدر خوب هم زیان کردن هزینهاش و همه باید پرداخت کنن و کسانی که از زیان فرار میکنن اتفاقاً زیان خیلی زودتراونها رو پیدا میکنه و اون ها رو اتفاقاً بدبختشون میکنه کسانی که به استقبال زیان میروند معمولاً زیانهای کمتری میکنند.
خیلی ممنون بابت توضیحاتتون دقیقاً نکتهی خیلی مهمی رو گفتین که اینکه ما باید هزینه بکنیم تا یک تجربه و دانشی رو کسب بکنیم و مهمتر از اون اینه که با مهمهای زندگیمون وارد نشیم با سرمایهی اصلی زندگیمون وارد نشیم که جوری ضربه بخوریم که نتونیم دیگه تو بازار بمونیم نتونیم دیگه برگردیم به بازار و همیشه میگم با هزینهی اضافی زندگی هزینهی مازاد زندگی درآمد مازاد زندگی این کار رو انجام بده. توی صحبتهاتون فرمودین برای اینکه ما وقتی که استراتژی معاملاتی تعیین میکنیم باید مثل ربات پایبند به اون استراتژی معاملاتی باشیم، سؤال من اینه که چطوری مثل ربات پایبند به اون استراتژی معاملاتی باشیم؟
چطوری مانند یک ربات به استراتژی معاملاتی خود پایبند باشیم؟
ببینیم سرکار خانم بهمنی اصلاً تو بازار های مالی من میگم کارکردن خیلی ساده است یعنی خرید خیلی ساده است فروش خیلی ساده است فعالیت خیلی ساده است ظاهر بازار های مالی بسیار شیکه، یک ظاهر خیلی خیلی خوبی داره یک نمای خیلی خیلی خوبی داره اما داخلش پر از پیچیدگی هستش یعنی مثلاً ما میگیم آقا خب این جمله رو هممون شنیدیم وقتی که همه میفروشند یک سهمی رو زمان خریدشه مثلاً وقتی که همه دارن میرن وارد یک بازاری میشن شما حواستون رو جمع کنید احتمالاً زمان فروش اون بازاره، داستان اون اصطلاحاً اون کفاش رو شنیدیم و پسرکی کفاش رو نمیدونم میگن به سود هاتون اجازه رشد بدین همه اینها رو شنیدیم ها ولی در بوته عمل که قرار میگیریم وقتی میخواهیم انجامشون بدیم عملاً نمیتونیم انجامشون بدیم گیر میکنیم احساسات ما میاد درگیر میشه، من میگم موفقترین معاملهگرهای بازار سرمایه بازار مالی کسانی هستند که اصلاً احساس درگیر این بازار نمیکنند، مثل این میمونه که مثلاً من رفتم توی همون جنگل استراتژی و پایبند بودن به استراتژی مثل داشتن جی پی اسه یعنی ما جی پی اس تو اونجا داشته باشیم حالا یک جایی من میگم شبیه قلعه است یک جایهایی میگم شبیه جی پی اس هست ما میخواهیم که ما رو به یک جایی برسونیم و یک جی پی اس داریم دیگه مسیرم بلد نیستیم آیا ما میتونیم جی پی اس خاموش کنیم بگیم خب من دلم میخواد از این طرف برم اینور ویو قشنگتری داره یا اینور به نظرم اینجوریه ما جی پی اس رو دنبال میکنیم جی پی اس ما رو میبره و بهمون جایی که خب هدف ما هست که از اول از ابتدا هدف گذاری کردیم تو بازار های مالی هم همینه، یعنی ما وارد یک نمادی میشیم و حالا یک تصمیمی گرفتیم بعد میریم اصطلاحاً استراتژی و پایبند بودن اینه که یا ما اصطلاحاً تو اون معامله منجر به موفقیت میشه یا اون معامله منجر به شکست میشه اگر منجر به موفقیت بشه ما پلن مورد نظرمون رو چیدیم مثلاً اگه به سود رسیدیم این اندازه از سود رسیدیم ما از اون معامله خارج میشیم اگرم منجر به شکست بشه خب ما با این اندازه از زیان از اونجا خارج میشیم ولی خب این افراد وقتی اصطلاحاً چونه میزنن یا احساسات درگیر میکنن طرف رفته مثلاً تو زیان میگه خب احتمالاً فردا برمیگرده، اخبار گفت اینجوریه فلانی این توییت رو زد دوستم این و رو گفتش ولی ما میگیم آقا عین یک ربات خارج شو از بازار و تمام کسانی که موندند توی بازار کسانی بودند که در نهایت مثلاً به بزرگترین زیان کنندگان امروز بازار بورسمون نگاه کنیم کسانی هستند که از سال ۹۹ امیدوار موندن تا یک جایی امیدوارم موندن از یک جایی دیگه گیر کردن دیگه نمیتونن از اون نماد بیان بیرون حتی الانشم من میگم طرف نماد رو چسبیده نماد نماد غلطیها ولی چسبیده میگه این باید برگرده حداقل سر به سر شه من بفروشم من میگم آقا این احتمال داره هیچ وقت سر به سر نشی توی این نماد و فرصت هایی دیگه ات رو داری از دست میدی، ولی خب این شجاعت اینکه اون زیان رو بپذیریم شجاعت اینکه اون شکست رو بپذیریم نیست. من میگم تو بازار های مالی اگر بخوام دو تا جمله جمعبندی کنم این سؤال رو اینه که یکی باید ما احساسات رو درگیر این بازار نکنیم یکی هم شجاعت کافی داشته باشیم بپذیریم شکست رو یکجایی اگر شکست رو نپذیریم فقط میایم ابعاد این شکستمون رو بزرگتر میکنیم
دقیقا، الان بازار کریپتو حالا خیلی قیمت ها افت کرده من خودم یکی از کسانی هستم که میگم خب این پوله دیگه هیچ ارزشی نداره ولش کن بگذار همینطوری بمونه بیارمش بیرون واقعاً هیچ ارزشی نداره بعضیها واقعاً گیر می افتن توی اون چون بر نمیگرده گیر می افتن دیگه همینطوری افت میکنن، آقای مرادی چطوری یک پلن معاملاتی یک پلن معاملاتی منسجم چه ارکانی داره؟
یک پلن معاملاتی منسجم چه ارکانی دارد؟
من قبل از اینکه این سؤال رو جواب بدم سؤال قبلیتون که این موضوع قبلی که مطرح کردید اینو بگم من خودم این همین زیانی که میگید شما مثلاً وارد زیانی شدم بعدش خارج نشدم خیلی اتفاق براشون افتاده در گذشته هم برای ما اتفاق افتاده بود و حالا از یکجایی به اون طرف سعی کردیم سیستم داشته باشیم من یکی از دلایلی که شاید بگم در دو سه سال اخیر تقریباً زیان چندانی بهم وارد نشده زیان هایی که بهم وارد شده ۱۰ الی ۱۵۰ درصد الی ۲۰ درصد اونم تک نماد هایی بودن شاید یکی دو تا نماد بودن که بیش از ۲۰٪ تو سه چهار سال اخیر به من زیان زدن و تقریباً تو نمادی زیان نکردم دلیل اصلیش این بوده که همیشه اولاً به استاپلاس هام پایبند بودند اگه ۱۰٪ من زیان کردم تحت هر شرایطی از اون نماد خارج شدم یعنی اگر هر کی بیاد به من بگه این نماد خوبه فردا بر میگرده میگم من آقا من ۱۰٪ زیانم رو میپذیره بگذار برگرده من میخرم شده من نماد رو فروختم اومدم بالا تر خریدم دوباره اومده پایین دوباره فروختم دوباره بالاتر خریدم ولی اجازه ندادم اون زیانم تو اون نماد ۱۰٪ بیشتر بشه و یک جاهایی واقعاً همهی بازار به من امیدواری میدادن که با اون نماد بمونم حتی تحلیلهای خود من میگفت با اون نماد باید بمونم ها همه چیز به من میگفت نماد اوکیه ولی قیمت داشت میرفت پایین من میگم معرفه ی بزرگ یک معامله قیمت اگه قیمت داره میره پایین یعنی ریشه کارمون یک جا داریم اشتباه میکنیم یک چیزی هست که ما هنوز ندیدیم یا نمیدونیم و ما از اون نماد خارج شدم و خیلی موقعها در ۷۰٪ مواقع خروج من از اون نماد اتفاقاً منجر به اتفاق خوبی شده خیلی کم پیش اومده که من خارج شدم تو این چند ساله اخیر و بعد از اون پشیمون شده باشم از خارج شدن در اغلب اوقات خوشحال شدم از خارج شدن و پذیرفتن اون زیانه بعداً مقایسه کردم دیدم اگر خارج نمیشدم مثلاً تو یک زیان بزرگی میتونست اصطلاحاً به من زده بشه. این در رابطه با این موضوع. یک بار دیگه سوالتتون رو تکرار میکنین من فراموش کردم سوالتون رو
ارکان اصلی یک پلن معاملاتی منسجم و هدفمند چیست؟
شاید بتونم بگم که اصلاً چند دقیقه پیش جواب دادم، مهمترین رکن یک پلن معاملهگری به نظر من اصلاً شاکلهی یک سیستم معاملاتی حد زیان هستش، یعنی ما هیچ وقت در هیچ بازاری اجازه ندیم که زیانمون از مثلاً به نظر من اگر تکنیکال داریم معامله میکنیم بیش از ده درصد و اگر داریم بنیادین معامله میکنیم بعد از اینکه اون شرکت مورد نظر گزارشی که منتشر کرد اگه خلاف واقعیتی که ما باید مد نظرمون بود زود از اون نماد باید خارج شیم مثلاً من میگم پ به ای فورواد سهم رو من پیشبینی کردم مثلاً چهار باشه پ به ای آینده سهم تو این گزارشی که منتشر میکنه اگه شرکتی گزارشی منتشر کرد که پ به ای مد نظر من نیست من از اون نماد خارج میشم این میشه استاپلاس یک حد زیان بنیادی من حتی زیان تکنیکال من یعنی اینکه خط روندی رو اون سهم دارن یا تکنیکال کلاسیک با الگو هستند با الیوت هستند لبا هر سیستم که دارم کار میکنم زیان من بیش از ده درصد بشه خارج میشم و یک نکته دیگه ای هم اینجا یک چیز ریز اینجا به دوستان بگم گاهی پیش میاد نمادی از طرف تو هزار تومن خریده میره میرسه به ۱۵۰۰ تومن بعد دوباره برمیرگرده میگه من خب کجا باید بفروشم آیا بر گردم رو ۹۰۰ تومن بفروشم چون ۱۰۰۰ خریدم یا مثلاً از ۱۵۰۰ تومن ده درصد اومد پایین بفروشم من میگم این ۱۰٪ از آخرین قله ای که نماد ما به خودش دیده اگر به سمت پایین اومد ما میفروشیم یعنی من این نماد رو هزار بخرم بشه ۱۵۰۰ تومن برگرده بشه ۱۳۰۰ تومن من فروختم اون نماد و نمیمونم باهاش ترجیح میدم اون ۳۰٪ سیو رو داشته باشم ولی خب اجازه ندم اون، چون اونم یک پوله منه دیگه وقتی پول تو ؟؟؟ من و سرمایهی من شد اصطلاحاً اونم باز برای من هست پس اولین نکته این هست که زیانهام رو اجازه ندیم بیش از ۱۰٪ بشه، ۱۰٪ از اون معامله و ۲٪ از کل ؟؟؟مون یعنی چی، من مثلاً صد میلیون تومن تو بازارهای مالی پول دارم این صد میلیون تومن رو میام به پنج تا بخش تقسیمبندی میکنم پنج تا ۲۰ میلیون تومن، یک ۲۰ میلیون تومن میرم یک نمادی رو میخرم من میگم توی این نمادی که ۲۰ میلیون باعث شدم نباید ۲ میلیون تومن بشتر ضرر کنم خب فرض میگیریم ۱۸ میلیون تومن میشه ؟؟؟ من من میام از اون نماد بیرون حالا از اون نماد اگر من بیام بیرون ۲ میلیون تومن ضرر میکنم، ۲ میلیون تومن معادل ۱۰٪ مبلغی که وارد اون نماد کردم و ۲٪ مبلغی که به کل ؟؟؟ هست اگه کسی اینو رعایت بکنه خیلی اتفاق عجیب غریبی براش نمی افته یعنی اگه شما بعد از شکستتون بررسی بکنید دلایل شکست رو و آنالیز کنید شکستتون رو و این استابلاس رو به وقتش رعایت بکنید کسی به نظر من سخته واقعاً تو بازار های مالی ضرر کردن سخته، خیلیها به من میگن سود کردن سخته من میگن گاهی ضرر کردن سخت تر هستش پس اولین نکته این هست که حد زیان رو داشته باشیم، ددومین این هست که ریسکمون رو متعادل بکنیم خیلی پول وارد بازار های مالی نکنیم، خیلی هرچقدر شما مبلغ بیشتری درگیر بازارهای مالی بکنی استرس و فشار بیشتری رو شما هست من میگم پولمون رو بیایم توی چند جا سرمایه گزاری کنیم یک بخشش هم باشه اون بازار کریپتو هست فارکس هستیم بورس هستیم یک بخش هم اونجا باشه من میگم مثلاً بعضیها میبینن خونش روطرف فروخته اومده تو بازار مالی به من میگه من چی کار کنم من میگم من اگر جای شما باشم اولین کاری که میکنم این هست که خونه میخرم اگه خونه نداشته باشم اصلاً من ترید نمیکنم، یعنی اولین چیزی که میام میگم یک معاملهگر باید داشته باشه و یک سری اصول هست به نظر من باید داشته باشیم مگر شما خیلی متخصص باشی، خیلی حرفهای باشی توی بازار های مالی که اونم حالا موضوعش جداست ولی در اغلب اوقات در ۹۰٪ افراد بهتره که مثلاً یک ترکیبی از داراییهای مختلف داشته باشند یک بخشیش هم بازار بورس باشه، نکته بعدی که ارکان معامله کری ارکان سیستم شما باید جلوگیری یعنی شما رو از غافل گیر شدن جلوگیری بکنه، هیچ وقت شما تو بازارهای مالی نباید غافلگیر بشید یعنی شما باید برای هر اتفاقی آماده باشید اونم چی؟ قبل از اینکه وارد معامله بشید، میگی من اگر اینو خریدم صف فروشها چی کار میکنن یک دفعه اگر یرخت اومد پایین چی کار کنم؟ شارپ اگر رشد کرد چی کار کنم؟ درجا زد چی کار کنم؟ شما باید برای هر کدوم از این سناریوها باید آماده باشید، و وقتی که شما برای هر کدوم از این سناریوها آماده باشی و غافل گیر نشی این یعنی یک سیستم معاملاتی خیلی خوب داری، یک جاهایی من به دوستان میگم مثلاً طرف میاد میگه فلان سهم من چی کار کنم؟ من میگم برو آموزش ببین به طرف میگم مثلاً برو آموزش ببین میگه من در مورد سهم از شام پرسیدم شما میگی برو آموزش ببین؟ میگم شما وقتی در مورد سهمت داری از بقیه میپرسی یعنی هیچ چیزی رو نمیدونی در رابطه با سهمت مثلاً من باور کنید ما دوستانی هستند الان تو گروههایی هستیم که شاید مثلاً ۲۰ نفر ۵۰ نفر تحلیل گر توی اون گروهه هستند ولی کسی نمیاد بگه مثلاً من فلان سهم رو خریدم به نظر شما چی کار کنم این سهم رو؟ ممکنه یک سؤال در رابطه یک موضوع پرسیده بشه مثلاً در صورتهای مالی شرکت فلان چیز معنیش چیه؟ ولی کسی نمیاد بگه من این سهم رو خریدم به نظر شما چی کار کنم؟ همه پذیرفتند که آقا وقتی شما وارد یک سهمی میشید سهمت کاملاً باید شناخته باشی یا از از اون سهم خارج میشی یا باها میمونی خلاصه استراتژیت مشخصه با اون سهم دیگه؟ اگر ما از بقیه نظر بپرسیم در رابطه با سهممون میبینیم که اصلاً استراتژی ما اصلاً نداریم یا استراتژیمون ناقصه و آخرین نکته در رابطه با استراتژی به نظر من استراتژی شما استراتژیای باشه که به شما سود پیوسته بده یک گزارشی از فعالیتهای وارن بافت میخوندم، وارن بافت به عنوان الگو خیلی از سرمایهگذار ها است هرچند من اعتقاد دارم یکجایی الگو غلطی هست برای بعضیها ولی ایشون برای ۲۳ الی ۲۴ سال پیوسته سود میکرد یعنی مثلاً من دیدم نوشته بود شاخص کل مثلاً شاخص بورس آمریکا ؟؟؟ مثلاً ۲۰٪ داده ایشون ۴۵٪ گرفته، بازار منفی شده ایشون سود گرفته منفی شاخص منفی ۲۰ ایشون ۲۰٪ سود شاخص منفی ۱۰ ایشون ۳۰٪ سود شاخص مثبت ۲۰ ایشون ۴۰٪ سود شاخص منفی ۵ ایشون ۲۵٪ سود در تمام سالهایی به طور متوسط توی ۲۰ سال این پیوسته سود کرده این سود پیوسته به نظر چیزیه که سیستم معاملهگری خوب به ما تو بازار میده اگر بخواهیم یک بار دیگه مرور کنم داشتن حد زیان ترکیب داراییها و ریسک متعادل جلوگیری از غافل گیر شدن جلوگیری از سؤال کردن از بقیه و کسب سود پیوسته میتونیم بگیم ساختارهای یک سیستم معاملاتی خوب میتونه باشه.
بله، توی نکته آخری که فرمودین که به شما سود پیوسته بده فرمودین که وارن بافت الگو خوبی هست ولی برای بعضیها نه، چرا؟
چرا وارن بافت برای همه الگو خوبی نیست؟
ببینید آخه مسأله اینجاست طرف یک معاملهی دیتریدر یک معامله روندی سهمشم از روند خارج شده مثلاً مثل اتفاقی که الان برای بیت کوین افتاده خیلیها میگفتن بیت کوین میخواد بشه ۱۰۰ هزار یک سری ها میگفتن میخواد بشه ۲۰۰ هزار عدد های مختلفی میدادن یک جایی ۷۰ هزار تا اومد شد ۶۰ هزار و اومد رو ۵۹ هزار تا به نظر من بیت کوین ۵۹ هزار خط روند صعودی خودش رو از دست داده اما ما از این نماد خارج بشیم حالا یک سری ها اونجا خریدن نمادشون شده ۴۰ هزار تا بعد شده ۳۰ هزار تا بعد شده ۲۰ هزار تا الان دارن میگن ما اینو نگه میداریم برای روزی که فلان قیمت بشه، من میگم تو یک معامله گری بودی که در ابتدا تریدر بودی معاملهگر بودی الان شدی بایاند هولدر الان شدی یک کسی که حالا میگن وارن بافت فلان دارایی رو خریده انقدر نگه داشته من میگم اگر از ابتدا شما اینو خریدی با این دید که تحت هر شرایطی نگهداری بکنی یک بحث دیگهای هست اگه یک روزی که شما خریدی این نماد رو با دید اینکه خب این میخواد بشه ۱۰۰ هزار تا ۲۰٪ اومد پایین باید بفروشی و حالا میگم این آقای وارن بافت اصلاً ارتباطی نداره مثلاً چند وقت پیشها آقای وارن بافت گفت همه بیت کوین دنیا رو من ۲۵ دلار هم نمیخرم و ایشون میگه معاملهگر ارزش محور هستند طرف دیتریدر هست و بعد وارن بافت رو برای خودش گذاشته الگو من میگم اون اصلاً میره شرکتهایی رو میخره که میشناسه شرکتهایی رو میخره که ارزندگی دارند شرکتهایی میخره که سودسازی پیوسته دارند و بعضیها میگن آقای وارن بافت مثلاً در تکنولوژیهای جدید سرمایهگذاری نکرده در صورتی که آقای وارن بافت سهام دار اپل هم هستند میخوام بگم که ما طرفمون رو اول بشناسیم و بعد اون رو به عنوان الگو خودمون قرار بدیم حالا یک سری از معاملهگرها میگم بازار کریپتو آقای وارن بافت الگوشون هست ولی من میگم اینها بشناسیم خیلی بهتره
بله، سؤال بعدی بنده من این است چقدر باید سرمایه خودمون رو به معامله اختصاص بدیم که توی همین پلن معاملاتی ارکان پلن معاملاتی توضیح دادین که تقریباً توضیح دادین که باید یک ترکیبی از داراییهای مختلف رو داشته باشیم اما تخصصی تر به این سؤال میپردازیم که چرا مقدار سرمایه خودمون رو ما باید به معامله اختصاص بدیم؟
چرا مقدار سرمایه خودمون رو باید به معامله اختصاص بدهیم؟
ببینید این کاملاً به شخص و مهارتهاش بستگی داره، اصلاً من نمیتونم به افراد یک عدد بدم و آخه بستگی داره مثلاً یکی ۲۰ میلیارد پول داره یکی یک میلیارد پول داره یکی پنجاه میلیون پول داره، و عددها متفاوت و اهداف هم متفاوته، یعنی مثلاً یکی میخواد اصلاً تمام وقت توی این بازار به عنوان تریدر باشه میگیم میخواد سرمایه گذار بشه یک سهمی بگذاره کنار بمونه این میتونم بگم که شاید سؤال یک ذره کیفیتش اگه بهتر باشه یا بیایم متمایز بکنیم یک مقدار سؤال رو خیلی شاید بگم بهتر میشه من میگم اگر پولتون کمتره در وهله اول در گام اول سعی کنید مبلغ سرمایهگذاریتون رو زیاد بکنید و دانشتون رو ببرید بالا یعنی مثلاً من کسی هستم که بیرون دارم یک کاری انجام میدم میخوام تریدر بشم، بیرون کارم رو انجام میدم مهارتم رو اون درامدم رو از بیرون دارم فعلاً بعد میام تو بازارهای مالی یک سرمایهگذاری انجام میدم و حالا هم از جهت آموزش و هم از جهت معامله و یک جایی به این نتیجه رسیدم که من میتونم پولم رو بزرگش بکنم اونجایی که دیگه به این نتیجه رسیدم واقعاً من میتونم یک معاملهگر خوب بشم میتونم از شغل قبلیمم خارج بشم بعد بیام توی این بازار فعالیت کنم، من ساله فکر کنم ۹۷ بود که تصمیم گرفتم توی بازار های مالی فکر کنم ۹۸ بود، ۹۸ بود که تصمیم گرفتم تو بازارهای مالی به عنوان مدرس فعال باشم خودم تصمیم شخصی بود، و گفتم من قبل از اینکه بخوام یک مدرس باشم باید بتونم خوب خودم سود کنم دیگه وقتی که شما خودت بلد نیستی سود بکنی خب چی میخوای به آدمها یاد بدی، من چند ماه گفتم من این چند ماه هدف میگذارم باید بتونم از میانگین شاخص بیشتر کسب سود بکنم و اگر توانستم هر وقت از میانگین شاخص بیشتر کسب سود کنم این ویژگیهایی که برای خودم گذاشته بودم این اهداف رو بهشون رسیدم ؟؟؟ بعد از این میتونم برم به عنوان یک مدرس کار بکنم، و من تقریباً توی ۶ ماه کار کردم و واقعاً تمام وقت بازار تو بازار فعال بودم سهام های خیلی خیلی خوبی خریدم میتونم بگم شاخص تو اون بازه حالا حضور ذهن ندارم تو اون بازه فکر میکنم ۸۰٪ ۹۰٪ ؟؟؟ و عدد من بسیار بالاتر از شاخص بود و خیلی از معامله ی خودم راضی بودم و فقط موضوعی که اونجا وجود داشت فشار و استرس خیلی زیادی روم بود دیدم من یک دیتریدر یک معامله گری که تمام وقت و بازار باشه نیستم به این نتیجه رسیدم گفتم خب من یک معاملهگر میان مدتی تر هستم من این استرسّا رو نمیتونم شخصاً خودم تحمل کنم و سعی کردم حالا یک کارهای دیگه انجام بدم بخشی از کارهامم معامله گری باشه میخوام بگم اگه ما هدفمون رو مشخص کنیم اون اصطلاحاً ابزارهامون رو ببینیم شخصیت خودمون رو بشناسیم و بیاییم برای این هم اهداف مالی بگذاریم و هم اهداف اصطلاحاً سرمایهای و آموزشی.
بله، خیلی ممنونم از توضیحات کاملتون. شما سؤالهای بعدی من رو تقریباً جواب هاشون گذشته پاسخ داده شد، سؤال آخر من این هست که قطعاً افراد دوست دارن خودآموزی داشته باشند خودشون بخونن یک سری چیزها رو و بتونن شما برای موفقیتتون چه منابعی رو مطالعه کردین، چند تا منبع مطالعاتی خوب به همراهان ما معرفی میکنید؟
چند منبع مطالعاتی خوب را به همراهان ما معرفی کنید در حوزه سرمایه گذاری؟
ببینید من حالا قبل از اینکه اصلاً بخوام منبع معرفی بکنم چند تا نکته باید به افراد به دوستان عزیز بگم، ببینید اگه میخوایم توی بازار های مالی فعال باشیم، توی بازارهای مالی سعی کنیم همواره آموزش ببینیم ببینید این بازار این بازار احتیاج به آموزش خیلی زیاد داره، مثلاً من میگیم خب صد ساعت شما آموزش ببینید خب خیلی خوبه، من میگم افراد اگر افراد صد ساعت آموزش ببینن مثل کسی هستند که از یک راه روستایی حرکت کردند جاده خاکی رو اومدن تازه رسیدن سر یک آسفالتی، از اینجا تازه باید شروع بکنند و به سمت جلو حرکت بکنند و من میگم توی بازارهای مالی این استمراره خیلی خیلی مهمه همینجور که تو بقیه جاها مهمه یعنی شما اگر مثلاً بخوای یک ورزشکار خوب هم بشی مهم اون استمرار داشتن است شما نمیتونی یک روز من رفتم باشگاه اومدم حالا مثلاً فیگور گرفتم عه مثلاً چرا به این تناسب اندامه نرسیدم. یا یک روز رژیم گرفتم چرا اتفاق نیفتاد. یا مثلاً ما اگر میخوایم نمیدونم دندانهای خوبی داشته باشیم نمیتونیم بگیم من هشت ساعت پشت سر هم مسواک میزنم پس همه چی اکی میشه یکسال مسواک نمیزنم اینها همه پیوستگی این کاره یعنی تو بازارهای مالی هم همینه، شما هر روز باید آموزش ببینید و ببینید آموزشها خیلی متفاوته واقعاً یعنی شما جریان های نقدینگی رو باید دوستانه عزیز دنبال بکنن، باید بیان نمودارها رو خوب بشناسن من یک دوره واقعاً تکنیکال تمام وقت تکنیکالی داشتم تو بازار معامله میکردم بعد جریان های نقدینگی رو تو بازار بشناسیم بعد بیایم پرایسکشن رو کندل ها رو اونها رو بشناسیم توی بازار بعد بیایم سعی کنیم رو اقتصاد تمرکز کنیم روی تحلیل بنیادی تمرکز بکنیم و شاید بگم من خودم بعد از همه ی این طی کردن این چند سالی که خودم هنوزم دارم آموزش میبینم هنوزم دارم هم از تحلیلهای بقیه اساتید میکنم هم اینکه سعی میکنم نمونههای خارجی رو ببینم هم سعی میکنم مطالعه بکنم توی همه ی اینها الان به جایی رسیدم که احساس میکنم اقتصاد کلان و داسنتن اقتصاد کلان شاید مهمترین نکته ی سرمایهگذاری هست، اما در رابطه منبعی که شما فرمودید، ببینید خیلی منبع زیاد هست خانم بهمنی من نمیدونم چه منبعی رو معرفی بکنم، توی کتابهایی که اقتصاد رو یاد میده مثلاً من کتاب رشد و فروپاشی اقتصاد رو خیلی دوست دارم پترشف و اندروشف رو خیلی دوست دارم کتاب خوبیه، اگر کسی میخواد تکنیکال یاد بگیره کتابهای دکتر محمدی دکتر علی محمدی کتابهای خوبی هستند، جادوگران نوین بازار واسه کسانی که میخوان استراتژی داشته باشند و تجربیات معاملهگرهای موفق دنیا رو داشته باشند خوبه، میتونم بگم کتابهای آقای مارک داکلاس برای استراتژی خوبه من میپسندم کتاب هاشون رو، و یک بخشی از اینها این کتابها هستند ولی واقعیتش رو بخواهید من کتابها رو در آخر کار به آدمها من همیشه میگم برید دوره ها رو ببینید بعد از اینکه دوره ها رو دیدید و بعد از اینکه بازار شناختید معامله کردید بعد به کتابها برسید. یعنی ما نمیتونیم بازارهای مالی رو با کتاب شروع بکنیم حتی اگر یعنی شروع بکنیم میفهمیم که اصلاً انقدر گستره مثلاً شما فکر کنید یک معامله گری تازه میخواد شروع کنه باید سایت ؟؟؟ رو بشناسه ؟؟؟رو بشناسه کدال رو بشناسه اینها کتاب نداره اصلاً اینکه شما برید دقیقاً با کدال ور بری بشناسی یا بری دوره آموزشی ببینی یا فیلمهای یوتیوب آپارات یا مدرس تحلیل میکنند رو ببینید و تکنیکال رو یک اندازهایش رو ببینید مثلاً من میام یک دوره آموزشی تکنیکال میبینم حالا میگم عه مثلاً من خیلی به اندیکاتور ها علاقه دارم بعد میرم سرچ میکنم ببینم خب کدوم کتاب هست تو حوزه اندیکاتورها خیلی خوب اندیکاتور رو گفته میرم اندیکاتور ها رو یاد میگیرم مثلاً میگم آقا من میخوام اقتصاد کلان رو یادبگیرم یک دوره اقتصاد کلان میگذرونم حالا علاقهمند میشم مثلاً بحث تورم خیلی برام من مهمه میخوام تهتوی تورم رو در بیارم بعد میرم تو این حوزه شروع میکنم میبینم چه کتابهایی منتشر شده کیها چی گفتند و این کتاب علی رقم تصور خیلیها آخر مسیر براشون خوبه من میگم بازار های مالی شاید این آخرین جمعبندی صحبتهای من باشه بازارهای مالی مثل کنکور نیستند که ما هدفمون پاس کردن یک درسی باشه اینجا پاس کردنی وجود نداره بازار های مالی مثل یک پلی هستند که ما میخواهیم از روی این پل هم خودمون رو و هم سرمایهمون رو عبور بدیم آموزشهایی که میبینیم قطعات این پل هستند یعنی مثلاً تکنیکال یک قطعهاش هست پرایسکشن یک قطعهاش هست جریان های نقدینگی یک قطعهاش اقتصاد کلان یک قطعهاش هست بنیادی یک قطعهاش هست مدیریت سرمایه یک قطعه اش هست استراتژی شاید مثلاً این کنارههای پل باشند خلاصه میخوام بهتون بگم که کسی اگر این قطعه رو نداشته باشه ریسکش میره بالا تر احتمال خطاش تو بازار میره بالا تر واینها رو ما یکبار این پل رو باید بزنیم حالا بعد بیایم این پل رو امنش بکنیم احساس میکنیم یک جایی این پل یک قطعه این پل خیلی نازکه اینجا رو بیاییم تمرکز کنیم و حرفهای اونجا رو هم بیشتر یاد بگیریم هم قویتر بکنیم من تعبیرم از بازارهای مالی چه یاد گرفتن چه فعالیت کردنش یک همچین تعبیری است امیدوارم برای دوستان هم مفهوم باشه.
خیلی ممنونم بابت پاسخهای جامعتون. بسیار استفاده کردیم. واقعاً صبورانه پاسخ دادین بسیار استفاده کردیم خیلی ممنونم.
خواهش میکنم امیدوارم دوستان عزیز که این لایو رو هم دیدن بتونن استفاده بکنن اول و آخر و وسط همهی صحبتهای ما همیشه این بوده که سعی کنید تو بازارهای مالی با آموزش گام بردارید آدمهایی که آموزش میبینند واقعاً متفاوت هستند، واقعاً یعنی ما قرآن کریم ۱۴۰۰ سال پیش گفته آدمهایی که میدانند با نمیدانند یکی نیستند هنوزم همین هست درآینده هم همین خواهد بود آدمهایی که تو بازارهای مالی دارن فعالیت میکنند حتماً باید آموزش ببینند و کسی تازه آموزش میبینه به من میگن آقا مثلاً بورس که تحلیل پذیر نیست من میگم ما یک جاهایی نمیخواهیم تحلیل بکنیم و یک جایی با آموزش میخوایم خودمون رو سیو بکنیم و اصلاً بحث این نیست که بازار رو تحلیل بکنیم بحث این هست که خودمون رو در مقابل خطرات ایمن بکنیم و بازم اولین و آخرین توصیه من آموزش از شما هم خیلی ممنونم که این لایو رو انجام دادید یعنی این بودید اینجا و مقدماتش رو فراهم کردید
خیلی ممنون
از شما ممنونم همین
خیلی ممنونم بابت همراهیتون بسیار استفاده کردیم، خدانگهدارتون باشه
خواهش میکنم خداحافظ شما خانم بهمنی